فریاد راه رهایی می جوید و دستانم ابدیت را عشق را و ثبات را
دستانم بیهوده می جویند و لبانم بیهوده لب بر لبانی می گذارند که اشارتی ست بر مرگ
صدای نی و صدای تار و پودهای تنی که به لرزش در می ایند در امتداد لرزش صوت های هجران
انقباض رگ های عشق به درد می آورد قلب تپنده را
لحظه ی بوسه بر مرگ نزدیک است نبض خسته خبر از مرگ می دهد خبر از وداع وداع دستانی که عشق را جست و نیافت وداع دستانی که وصل را جست و نیافت تنها یافته هایش خلاصه ای بود از نیافته هایش هجرهایش و صدای ناله آسای نی که آواز وداع را می نواخت
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت17:5توسط پونه |
|